دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

508

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

مستمرىبگير مىتوانستند در زمانىكه كار رسمى كافى براى اوقات آنها وجود نداشت ، به سفارشات خصوصى مبادرت ورزند « 1 » . اين عملى بود كه در اين دوره انحطاط رشد كرد ؛ ولى از طرف ديگر در مورد ادوار سابق هم صادق بود و لذا علت صدور نسخ ثانوى تأليف بوسيله همان هنرمند را بيان مىكند . درباره وضعيت نقاشان و هنرمندان ديگر كتاب‌پرداز دوره صفوى و روشى كه اثر خود را پديد مىآوردند ، گزارشهايى از سياحان اروپائى در دست است . شاردن اطلاعاتى درباره ميزان بكارگيرى و گمارش در سىودو كارگاه سلطنتى ارائه مىدهد و مثلا مىگويد كه در زمان او هفتادودو نقاش به كار مشغولند و همه داراى مستمرى سالانه هستند كه بخشى به زحمت دريافت مىشود ؛ اينها را بايد با يكصدوهشتاد خياط مقايسه كرد . او همچنين از شيوه گمارش اين مؤسسات صحبت مىدارد كه با بررسى كامل نمونه‌هاى كار نامزدها بوسيله رؤساى متخصص هر كارگاه همراه بود و سپس براى تأييد ناظر مربوطه فرستاده مىشد « 2 » . نصب‌ها معمولا مادام‌العمر بود و فرزندان آنهايى كه در استخدام دربار بودند اين بخت را داشتند كه در دوازده و يا پانزده سالگى به كار در مؤسسه مزبور پذيرفته شوند . اين تشكيلات احتمالا از اصلاحات ديوانى شاه عباس اول منشأ مىگرفت و باز احتمالا منظم‌تر از سابق بود ، ولى اكثر هنرمندان كتاب‌آراى دوره صفوى مىبايد از درآمدهاى شخصى شاه و يا يكى از شاهزادگان برخوردار مىشدند . ولى در زمان شاردن آشكارا برخى مؤسسات خصوصى براى ساخت نسخ خطى وجود داشت ؛ چون وى نرخ نساخان نسخ خطى را ذكر كرده و بالاترين نرخ هم براى يكهزار بيت ، چهار عباسى بود « 3 » . كتب دست دوم هم بازار خوبى داشت و براى خطاطى زيبا ، تذهيب و نگاره‌ها نرخهاى بالائى ردوبدل مىشد . شاردن در جاى ديگر از كيفيت عالى كاغذ نقاشى و كيفيت درخشان رنگها كه غيرقابل محو بودند ، صحبت مىكند ؛ همچنين به گفته وى استادان اروپائى برترى مواد واسطه‌اى نقاشى را كه از صمغ سندروس ، درخت زرين و روغن بزرك درست مىشد تحسين كرده‌اند « 4 » . شاردن حتى كاربرد سنگ لاجورد و لاجوردشويى را فراموش نكرده و به كيفيت خط و برترى و ظرافت اسليمىها توجهى ويژه نشان داده است . سومين منبع درخصوص تاريخ نقاشى نگارگرى ايران در دوره صفوى كه امروزه در دست است ، نوشته‌هاى يكى از استادان بنام اواخر سده دهم / شانزدهم است كه خود شاعرى برجسته بود

--> ( 1 ) - مينورسكى ، تذكرة الملوك ، ص 21 . ( 2 ) - شاردن ، جلد 5 ، صص 500 - 499 و جلد 7 ، ص 329 به بعد . ( 3 ) - همان منبع ، جلد 4 ، ص 281 . ( 4 ) - همان منبع ، جلد 4 ، ص 271 به بعد و جلد 5 ، ص 204 .